تار و پود خاطره در دامنه سبلان؛ روایت زنان گلیم‌باف از زندگی، سوگ و سنت

همزمان با آغاز فصل نخست پژوهش میدانی زندگی عشایر شاهسون در اردبیل، زنان گلیم‌باف روستای موئیل از تاریخ ورود نقوش شاهسونی به منطقه، رسم‌های کهن بافندگی و پیوند عمیق هنر گلیم با شادی‌ها و اندوه‌های زندگی خود سخن گفتند؛ روایت‌هایی که بخشی از میراث ناملموس این سرزمین را زنده نگه می‌دارد.

به گزارش خبرنگار میراث آریا، فصل اول تحقیق میدانی مطالعه مظاهر زندگی عشایر شاهسون با مساعدت جلیل جباری، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اردبیل از ۲۳ خرداد ماه امسال آغاز شد.

این مطالعه بعد از نمین و عنبران سفلی و علیا، در شهرستان مشکین شهر، ادامه یافت. در مسجد حضرت ابوالفضل روستای موئیل، مصاحبه با بانوانی شامل بافنده روستایی با سر پرستی «مریم کیان» عضو هیئت علمی و مدیر گروه اجتماعی پژوهشکده مردم شناسی و کارشناسان اردبیل و مشکین شهر آقایان «جوان اجدادی» و «یعقوب ستاری‌زاده» و «رزا راشدی» عکاس این پژوهش، انجام شد.

از ۱۰۰سال پیش در این منطقه، روستاییان به بافت پلاس یا پالاز, جاجیم و اجاق قراقی می‌پرداختند تا این که حاج ذوالفقار داسی، فردی را از روستای قره‌قیه به همسری گرفته و به همراه خود این روستا می‌آورد.

همسر حاج ذوالفقار در جهیزیه خود فرش و گلیم عشایر شاهسون را با خود آورده و چون خود نیز بافنده بوده، از نمونه‌هایی که به همراه آورده به زنان دیگر نیز آموزش داده و نمونه خود را در اختیار آنان قرار می‌دهد تا اینکه تلفیقی بین نقش‌ها پدیدار می‌شود. البته اسامی بومی نقوش در این منطقه با عشایر شاهسون دشت مغان متفاوت است.

در سال‌های بعد شخصی مشهور به «دایی»، نمونه‌ دستبافته‌های عشایر شاهسون را به این منطقه می‌آورد که به جای نام اصلی و بومی خود، به نام «نقشه دایی» مشهور می‌شوند.

«نوبر عباسی» ۷۰ ساله در این زمینه، اظهار می‌کند: ما هیچوقت از نقوش مذهبی و یا مربوط به ائمه اطهار استفاده نمی کنیم، چون معتقدند راه رفتن و نشستن روی این نقوش گناه است.

نارین گل مشکینی اقدم، متولد ۱۳۴۱ نیز تصریح می‌کند: ما در نوجوانی به خانه شوهر رفتم و تمام همسر برادران شوهرم در یک خانه زندگی می کردیم، برای این که به چشم مادر شوهر محبوب شویم، سعی می کردیم گلیم خود را زودتر از بقیه ببافیم تا مادر شوهر در پیش همسرانمان از ما تعریف کنند.

او در ادامه تصریح کرد: وقتی عزیزی در خانواده به دیار باقی می‌رود، این غم را با گلیم منتقل نمی‌کنیم، تا چهل روز گلیم نمی‌بافیم. در سال ۱۳۸۰ سیلی در موئیل امد و آب سه فرزند مرا با خود برد، تا وقتی غم فرزندان در دلم سبک نشد، پای دار گلیم نشستم. دو سال بعد به تدریج بافت گلیم را شروع کردم. ما نمی‌توانیم از رنگ‌های تیره برای حال ناخوش خود استفاده کنیم، چون از شادی خانواده کاسته می‌شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405032702460
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha